تجربه های اوتمارهیتسفلد از یك عمر مربیگری

                                        اپلود عكس ایران ویج

* خستگی و روحی ناشی از كار  مسئله ای رایج است. بیشتر از آنچه فكر می كنید.این مسئله از مسائل زندگی در دوران مدرن است.

* آخرین لحظات مسابقه ، مهم ترین و سخت ترین لحظات بازی است.وقتی هیجان و تنش در یك مسابقه اوج می گیرد و فشار روحی به بالاترین اندازه ممكن می رسد وقتی كه هر ان نزدیك است یكی از دو دروازه باز شودآن وقت هر ثانیه اهمیت دو چندانی پیدا می كند. در این لحظات هر تصمیمی كه بگیریدمی تواند فورا نتیجه را عوض كند.

* بازیهای فینال سرمنشا لذت یا سرخوردگی است و در عین حال همیشه یك مسابقه ویژه است.

* شجاعت باعث تصمیم گیری میشود. تصمیم شجاعانه وقتی نتیجه می دهدكه منطق هم در كار باشد. شجاعت غریزه و ناخود آگاه شما را زنده می كند.

* فوتبال و ریاضیات با هم مرتبط هستند. من سابقه آموزش ریاضیات را هم داشته ام . شما اگر با ریاضیات كاملا آشنا باشید ذهن بازتری داریدو راحت تر می توانید با مسائل روبه روشوید.

* بازیكن و مربی با هم دوست نیستند این حرف اشتباهی است. مهم این است كه یك نفر اعتبار و منزلت بسیار زیادی داشته باشد و دو طرف به هم احترام بگذارند.

* رفتار و اخلاق مهمترین اصول زندگی است.اگر شما با نجابت و احترام بزرگ شده باشید می توانید در زندگی به هر موفقیتی برسید.رفتار كسی كه این چنین تربیت شده باشد، رفتارش همان رفتار منصفانه و جوانمردانه است و همان برخورددرستی است كه كسی باید در قبال دیگران داشته باشد.

* هر مربی باید به جایگاه و وظیفه ای كه دارد آگاه باشد.هرمربی الگویی است برای بازیكنان و همه اعضای تیم. رفتار او در حقیقت به زندگی بقیه جهت می دهد. در عین این كه باید حد و اندازه اش را بشناسد. نباید دچار خود بزرگ بینی شود و اهمیتی بیش از حد برای خود قائل شود.

* انگلیسی ها یك جمله معروف دارند (( بازگشت به ریشه )) شخصا به این جمله اعتقاد دارم . هر وقت بتوانم به شهری كه آنجا بزرگ شدم می روم.

* بلند پروازی و آرزو چیزی است كه با ان به دنیا می آیید.اهداف مثبت می تواند انگیزه بخش و باعث حركت روبه جلو باشد. البته مهم این است آرزو و بلند پروازی در كنترل انسان باشد.

* كینه به دلم راه نمی دهم ، آدم صبوری هستم  و به خوبی مدارا می كنم. می توانم فورا بدی ها را فراموش كنم. همه لیقات این را دارند كه برای دومین بار به آنها فرصت داده شود.

* هر كس زندگی خودش را می سازد.همه با توجه به تصمیمی كه در هر لحظه از زندگی شان می گیرند مسیر زندگی شان را عوض می كنند. هیچ چیزدیگری در زندگی آدمها به این اندازه دخیل نیست.

* ایمان به خدا بسیار مهم است. ایمان یكی از مهم ترین ویژگی های زندگی ام است. ادم حتما نباید هر یكشنبه به كلیسا برود كه مومن باشد. قدردانی از خداوند بخشی از كارهای روزانه ام محسوب مس شود.من از خدا فقط برای این كه اجازه داده زندگی كنم تشكر می كنم.

* همه ما اشتباه می كنیم . مهم این است كه نسبت به زندگی و درس هایی كه به ما می دهد آدم بازی باشیم و همیشه مشتاق یادگیری باشیم. هیچ كس كامل نیست. در فوتبال هم راهها و احتمالات زیادی برای پیروزی و موفقیت هست. همیشه تیم های كامل و بی عیب برنده نمی شوند.

دانلود مراسم انتخاب بهترین بازیکن سال 2010 جهان Ballon 2010 FIFA

دانلود کلیپ 3 بازیکن برتر سال 2010 جهان ( مسی , ژاوی , اینیستا )
 
 
دانلود بخش انتخاب بهترین گل سال 2010 جهان ( حمیت آلتینتاپ )
 
 
دانلود بخش انتخاب بهترین تیم سال 2010 ( 11 نفر برتر سال 2010 جهان )
 
 
 
دانلود بخش انتخاب بهترین مربی سال 2010 جهان ( خوزه مورینیو )
 
 
 
دانلود بخش انتخاب بهترین بازیکن مرد سال 2010 جهان ( لیونل مسی)
 
 

الکس فرگوسن و نظراتش برای مربیگری

دیدگاههای الکس فرگوسن در مورد مربیگری

                                  اپلود عكس ایران ویج

* یك مربی باید چشمان بینائی داشته باشد.درواقع مربیگری یعنی (( خوب دیدن ، عمیق دیدن ))

* اگر بیش از حدهمه كارها را در دست بگیرید خیلی چیزها را نمی بینید و از دست می دهید.به همین دلیل كار دستیاران شما اهمیت بسیاری دارد خلی زیاد.

* مربی خوب باید تخیل داشته باشد. وقتی از شما می پرسند بهترین گلی كه یكی از تیم هایتان زده كدام است ؟ به قوه تخیل هم نیاز دارید.

* حرف زدن بیش از حد برای مربیان خطرناك است.به موقع حرف زدن یكی از رازهای جاودانی مربیگری است.

* همه كتاب های مربوط به مربیگری را می خوانم.حتی پرت و پلاهایش را . همیشه شیفته دانستن بوده ام و یك مربی باید برای كسب دانش و اطلاعات روز گرسنه و حریص باشد.

* اكثر مربیان جوان امروزی بازیكنان معروفی بوده اند و همه زندگی خود را در پیله طرفداران ، دلال ها و مطبوعات سپری كرده اند. كسانی كه شاید مفهوم ایثار را درك نكنند اما مربیگری مترادف با ایثار دائمی است.

سیستم 4 - 4 - 2

آینده سیستم 4-4-2 چیست؟

چیدمان مورد علاقه فوتبال انگلیس هنوز به پایان راه نرسیده است، اما جام جهانی اخیر نشان داد که آینده ی سیستم 4-4-2 تیره به نظر می رسد.
جاناتان ویلسون، گاردین

 

آیا 4-4-2 به زودی جزئی از تاریخ می گردد؟

 


این جام جهانی برای بسیاری از چهره های محبوب تا پیش از آن، تورنمنتی ناگوار بوده است – شامل تمام بازیکنانی که در تبلیغ شرکت نایک برای جام جهانی حضور داشتند*، مارسلو لیپی و نیز ذهنیت های موجود در باره آفریقا – اما هیچ کدام از آنها به اندازه ی چیدمان 4-4-2، تورنمنتی چنین تأسف برانگیز را تجربه نکردند. و اکنون که حامی قدیمی ِ این سیستم یعنی مایکل اوون نیز تردید درباره ی آن را آغاز کرده است، آینده چیدمانی که به مدت 40 سال بر فوتبال انگلیسی حکمفرمایی می کرد، تیره به نظر می رسد.

یوهان کرویف نیز به این قضیه اشاره کرده است، جای تعجب نیست که وی همچنان بر عقیده اش مبنی بر استفاده از سیستم 4-3-3 پافشاری و 4-4-2 را با آن مقایسه می کند. او عقیده دارد که سیستمی با 3 خط مستقیم نمی تواند انعطاف پذیری لازم را برای ایجاد مثلث های پاسکاری داشته باشد. این همواره یک اصل بوده است که در شرایط کاملاً برابر، همواره مثلث ها بر خطهای مستقیم پیروزند. و ایجاد این مثلث ها در مدل بازی کرویف همواره قابل پیش بینی بوده است. در ترکیب 4-2-3-1 به دلیل فرم ِ W شکل آن در میانه زمین، مثلث های به هم پیوسته به طرزی شاخص دیده می شود.

اکنون این سوال ایجاد می شود که اگر زیان سیستم 4-4-2 تا این اندازه مشخص است، چرا این سیستم در تمام این سالها دوام آورده است؟ در ابتدا باید دانست که کرویف درباره ی دیدگاه خاص خود از فوتبال سخن می گوید، دیدگاهی که ریشه در حفظ مالکیت توپ و پرس حریف دارد. همین دیدگاه وی را بر آن داشت که – حتی پیش از بازی فینال جام جهانی – خود را به جای هلند بیشتر در صف اسپانیا قرار دهد. به هر حال این نوعی شیوه بازی است (که با توجه به موفقیت اخیر بارسلونا و اسپانیا مطمئناً روش موفقی است) اما قطعاً تنها شیوه ی موجود نیست. این موضوع که بازی ِ همراه با پاس های کوتاه و بر اساس تکنیک ِ بازیکنان برای همگان قابل استفاده نیست، به وضوح در جام جهانی نشان داده شد. در این تورنمنت بسیاری افراد شیوه پویا و بیش از آن مبتنی بر ضد حمله ی آلمانها را ترجیح دادند.

مثلث های پاسکاری ای که به آنها اشاره شد، صرفاً برای تیمی مهمند که به دنبال حفظ مالکیت توپ باشد. برای تیمی که به دنبال متوقف کردن مالکیت ِ حریف است، 4-4-2 می تواند بسیار موثر باشد. عبارت مشهور "دو دسته چهارگانه دفاعی(two banks of four)" که برای مدتی طولانی جزئی از ظاهر تیم های انگلیسی در تمام بازی های خارج از خانه در رقابتهای اروپایی شده بود، از همین سیستم برخاسته است. فولهام فصل گذشته نشان داد که این شیوه تا چه اندازه می تواند سودبخش باشد: قرار دادن خط هافبک در فاصله بسیار کم از مدافعین و به حداقل رساندن حفره های بین خطوط برای نفوذ هافبک های پیش تاخته و مهاجمین عقب کشیده ی حریف به طوریکه نفوذ در این لایه ها بسیار دشوار می گردد. مهم نیست که شما چند مثلث پاسکاری تشکیل دهید وقتی نمی توانید توپ را به نزدیک تر از فاصله ی 35 متری ِ دروازه حریف برسانید.

به عنوان مثال می توان به بازی لیورپول ِ جرارد هولیر(Gérard Houllier) در رم در جام یوفای سال 2001 اشاره کرد، در آن بازی لیورپول روبی فولیر و اوون و نیز بخش هایی دیگر از خط هافبک را تا فواصل 50 یاردی عقب کشید، در این روش فضاها بسته نگاه داشته می شوند و بدین ترتیب تیم از گل نخوردن اطمینان حاصل می کند، و اگر بازیکنی – مانند اوون در آن بازی که دو گل به ثمر رساند – بتواند دروازه حریف را باز کند، چه بهتر. و نیز می توان به بازی فولهام برابر هامبورگ در نیمه نهایی لیگ اروپا اشاره کرد.

شیوه اسلوونی هم در مرحله مقدماتی و هم در طول جام جهانی ( با اینکه کمی بیشتر بر تملک توپ استوار بود ) بی شباهت به این سیستم نبود، خصوصاً پس از آنکه زلاتان لیوبیانکیچ (Zlatan Ljubijankic) جای زلاتکو دِدیچ(Zlatko Dedic) را در زمین گرفت. لیوبیانکیچ بازیکنی تکنیکی تر و تمام کننده بهتری نسبت به ددیچ است، اما او به دنبال موقعیت ها نمی دود. همین مسئله باعث شد حداقل در برابر انگلستان، تنها پل ارتباطی هافبک و حمله اسلوونی به هجوم های گهگاه والتر بیرسا(Valter Birsa) از سمت راست شود(در آن بازی اسلوونی با چنان وحشتی بازی می کرد که باعث میشد گاهاً ازخود بپرسید آیا کسی به آنها گفته است که استن مورتنسن (Stan Mortensen) و تام فینی (Tom Finney) دیگر بازنشسته شده اند).

 

شیوه فشرده سازی ساچی و باز شدن فضاها در فوتبال مدرن


پس 4-4-2 به عنوانی سیستمی مبتنی بر کار دفاعی می تواند باز هم ادامه پیدا کند، چنانکه این سیستم چیدمان مورد علاقه آریگو ساچی هم بوده است، کسی که احتمالاً پیش بینی کننده ترین مربی فوتبال تاریخ لقب می گیرد. با این حال ، این خاصیت دفاعی ِ این سیستم بوده است که 4-4-2 را برای وی کارآمد کرد. قدرت عظیم میلان در اواخر دهه 80 به دلیل توانایی پرس آن بود، ساچی برای تیمش در زمان از دست دادن مالکیت توپ، فاصله 25 متری بین مهاجم نوک و دفاع وسط را تعریف کرد. آنها در زمین خود فشرده شدند و در این زمان 4-4-2 معنی پیدا می کرد چرا که خط هافبک چهارگانه به این معنی بود که هر یک از 4 عضو خط دفاع توسط یک هافبک حمایت میشد و در نتیجه احتمال تنها ماندن آنها کاهش می یافت ( تنها ماندن یک مدافع به معنی ایجاد فضای خالی در پشت اوست که به نوبه خود نگرانی بزرگی محسوب می شود.)

تملک توپ چندان اهمیتی برای ساچی نداشت. من به تازگی پیروزی 5 بر صفر میلان برابر رئال مادرید را در بازی برگشت نیمه نهایی جام اروپایی در سال 1989 تماشا کردم و از دیدن ِ اینکه میلان چقدر زیاد (نسبتاً می گویم) توپ را از دست می داد، شوکه شدم. مادرید برای زمان های طولانی تیم ِ بهتر در گرداندن توپ به نظر می رسید، اما تلاش های آنها به دلیل پویایی ِ تیم ساچی ناتمام می ماند (هرچند با این همه باز هم نتیجه 5-0 بسیار عجیب به نظر می رسد) این احتمالاً زمانیست که – همانطور که اگیل اولسن (Egil Olsen) به طرزی واقع بینانه تر نشان داد – یک تیم مجبور است بین حفظ تملک توپ و اولویت های بالاتر نسبت به تملک توپ یکی را انتخاب کند.

پرس ِ حریف هنوز بخشی از این بازی است، بارسلونا و اسپانیا هردو پرس دفاع ِ حریف را به بهترین نحو اجرا می کنند اما با آزاد سازی قانون آفساید اجرای این تاکتیک بیش از پیش مشکل شده است. مناطق موثر بازی بازتر شده اند و در نتیجه سیستم های سه خطه اکثراً به سیستم های چهار لایه تبدیل گشته اند.

شاید متقاعد کردن بازیکنان به کنار گذاشتن شیوه گذشته شان و تمرین دادن آنها برای استفاده از سیستم 4-4-2 ِ پرس کننده امکان پذیر باشد ( شاید این مورد در مورد روی هادسون صدق کند اگر وی بخواهد سیستم فولهام را در لیورپول ِ این فصل پیاده کند) اما دست یافتن به آن سطح از نظم، کاری خسته کننده ست و منجر ِ به تضعیف روحیه و کسالت آور شدن تمرینات می گردد، پروسه ای که حتی برای خود میلان هم پس از سه فصل سنگین تر از توان ِ تحمل تیم شد. اجرای این تئوری در آن زمان دشوار بود و اکنون با توجه به تغییرات قانون آفساید و آزادی بیشتری که در اختیار بازیکنان قرار داده شده است، تغییر در باشگاه ها بسیار دشوارتر از قبل می باشد. و در سطح ملی که زمان موجود برای کار با بازیکنان بسیار محدود است و همچنین آنها به دلیل فعالیت باشگاهی شان غالباً خسته اند، انجام این کار غیرممکن است. نکته ای که حتی ساچی نیز مجبور شد آن را درک کند.

4-4-2 به پایان نرسیده است.

کاری که جام جهانی انجام داد، افشا کردن مشکلات چیدمان 4-4-2 بوده است: این موضوع که از نظر تعداد ِ افراد در میانه زمین، این سیستم مغلوب شد، بدون حضور چهره های شاخص در پرس ِ سرسختانه رخ داد.باید دانست که گسترده شدن فضاهای موثر در بازی سبب شد فضای جلو و پشت هافبک ها بی دفاع گذارده شود و همین فضای بین دفاع و هافبک های انگلیس بود که به خوبی و بارها توسط مسعود اوزیل در نیمه اول بازی آلمان-انگلیس شکافته شد.( این فضا همانطور که توسط ماتیاس سیندلر(Matthias Sindelar)، آلفرد بیکل(Alfred Bickel)، لادیسلاو کوبالا(Laszlo Kubala)، ناندور هیدگکوتی(Nandor Hidegkuti )، پله، گونتر نتزر(Günter Netzer)، دیگو مارادونا، رود گولیت(Ruud Gullit)، زین الدین زیدان، روی کوستا(Rui Costa)، خوان رومن ریکلمه و تعداد بیشماری از بازیکنان دیگر نشان داده شد، ضعف تاریخی انگلیسی ها بوده است. و همین ضعف یکی از دلایل موفقیت بی اندازه اریک کانتونا، دنیس برگکمپ و جیانفرانکو زولا در لیگ برتر دهه 90 بوده است). جدا از موج خشمی که برای اجرای عدالت ِ فوری پس از مردود اعلام شدن گل سالم لمپارد برخاسته بود، می توان به نوعی تمایل انگلیس ها را برای بستن فضای یاد شده در میان سبک باز و خطرناک آنها در نیمه دوم همان بازی دید.

در لیگ برتر انگلستان در این فصل احتمالاً حدود نیمی از تیم ها از سیستم 4-4-2 استفاده می کنند بدون اینکه از آن بصورت کاملاً تخریبی استفاده کنند. این به دلیل نداشتن یک تاکتیک جامع نیست، یا حداقل تنها به این دلیل نیست: 4-4-2 برای کسانی که در انگلستان بزرگ شده اند، نوعی قرارداد وِ پیش فرض محسوب می شود. این سیستمی ست که تمام بازیکنان در این کشور آن را درک می کنند. با این حال، کمربند هافبکی ِ 5 نفره مشکلات خود را دارد، شاید بارزترین مشکل – خصوصاً برای تیم هایی با توان تکنیکی کمتر – جلو آوردن نفرات برای حمایت تک مهاجم باشد.

در تیم هایی که به معنای واقعی کلمه "بی نقص" نیستند، شاید بهتر باشد به سادگی به بازیکنان اجازه دهیم بر اساس طبیعتشان بازی کنند. و بعد موضوع کادر فنی مطرح می شود، خصوصاً در باشگاه هایی که نسبتاً کم درآمد هستند. برای مثال در ساندرلند، استیو بروس(Steve Bruce) شاید استفاده از سیستم 4-2-3-1 را ترجیح دهد، اما وقتی او زوج ِ باکیفیت کِنواین جونز(Kenwyne Jones) و دَرِن بنت(Darren Bent) را در اختیار دارد، دخالت کردن در آن بی معنی به نظر می رسد، حتی اگر نتیجه فرعی این تصمیم این باشد که بروس گاهاً کنترل هافبک ها را در میانه زمین از دست دهد. کیفیت ساندرلند در فصل گذشته با انتقال استید مالبرانک (Steed Malbranque ) به سمت چپ و تمایل او برای حرکت به داخل، به وضوح ارتقا یافت. این تغییر یک بازو به صورت هافبک میانی به ساندرلند اضافه کرد و باعث شد کنترل این تیم بر میانه میدان افزایش بیابد.

با این تفاسیر می توان گفت که 4-4-2 به پایان نرسیده است، اما این جام جهانی ثابت کرد جریانی که از دهه گذشته منشأ گرفته، با بیشترین توان خود به مقابله با این چیدمان برخاسته است.

*
تمام بازیکنانی که در این تبلیغ تلویزیونی حضور داشتند، هر یک به گونه ای در جام جهانی مأیوس کننده ظاهر شدند، مانند دیدیه دروگبا، فابیو کاناوارو، وین رونی، فرانک ریبری و ... . به همین دلیل گفته می شود این تبلیغ نفرین شده است
!


 

:: اصول آمادگي جسماني و گرم كردن در فوتبال

آمادگي جسماني و گرم كردن



آمادگي جسماني و عوامل آن

اصول تمرين :

لازمه پيشرفت در فعاليتهاي ورزشي گسترش و بهبود عوامل مشخصي از قبيل قدرت و استقامت است. با درنظر گرفتن اصول زير بنايي تمريني ، ميتوان برنامه هايي براي تمامي رشته هاي ورزشي طراحي كرد. در كليه برنامه هاي تمريني رعايت چند اصل مهم اهميت فراواني دارد. براي شروع برنامه ريزي تمريني در ابتدا بايد مشخص كنيد كه منبع انرژي دخيل در آن فعاليت بخصوص چيست؟ واز آن به بعد است كه با رعايت چند نكته ديگر و در نظر گرفتن اصول تمرين مي توانيد برنامه ريزي خود را براحتي انجام دهيد. اصول تمرين عبارتند از :

۱) اصل ويژگي تمرين

شايد مهمترين اصل تمرين باشد. تعيين دستگاه انرژي غالب ، نوع تمرين و گروه عضلاني توليد كننده حركت ، سخت ترين مرحله برنامه ريزي است ، اما با اين كار90 درصد كل وظيفه خود را انجام داده ايد. بر اساس اطلاعاتي كه دانشمندان ارائه كرده اند مي توان دستگاه انرژي غالب را تعيين كرد. ولي به طور كلي بر اساس زمان فعاليت مي توانيم نيازهاي انرژي را تشخيص دهيم، چرا كه منابع انرژي فعاليت تابعي از زمان است. طبقه بندي دستگاههاي انرژي بايد نماينده سهم دستگاه بي هوازي (دستگاه فسفاژن و اسيد لاكتيك) و سهم دستگاه هوازي (اكسيژن) باشد، هر چند كه تعيين دقيق درصد سهم هر يك از دستگاههاي انرژي براي هر كدام از ورزشها غير ممكن است ، اما به طور تقريبي آنها را مي توان تعيين نمود.

زمان اجرا دستگاه فسفاژن دستگاه اسيد لاكتيك و فسفاژن دستگاه هوازي

مثال:

زمان اجرا دستگاه فسفاژن دستگاه اسید لاکتیک فسفاژن دستگاه هوازی

مثال ورزش دومیدانی

10-35 ثانیه 98% 2% ---- 100 متر     و200 متر
1-2 دقیقه 80% 15% 5% 400 متر
2-3 دقیقه 30% 65% 5% 800 متر
4-6 دقیقه 20% 55% 25% 1600 متر
10-16 دقیقه 20% 40% 40% 2400 متر
15-12 دقیقه 10% 20% 70%  3200 متر
30-50 دقیقه 5% 15% 80% 9200 متر
بیش از 2 ساعت ---- 5% 95% ماراتن    (42km)

 

• درصد سهم هر يك از دستگاههاي انرژي بر اساس زمان فعاليت :

در ورزشهايي كه سهم دستگاه انرژي هوازي آنها بيشتر است بايد برنامه هاي تمريني هوازي را تجويز نمود. در مقابل ورزشكاران شركت كننده در ورزشهاي بي هوازي (مانند پرتاب ها ، درهاي سرعت) بايد از برنامه هاي تمريني بي هوازي پيروي كنند.

مورد بعدي شكل و نوع تمرين است كه از عوامل تاثير گذار مهم تمرينات است، چنانچه شكل تمرينات شما شبيه به اجراي مهارت نباشد ، تمرينات موفقيت آميز نخواهد بود. شناگر بايد در آب و دوچرخه سوار بر روي دوچرخه تمرين نمايد. الگوهاي حركتي و گروههاي عضلاني نيز در هر رشته ورزشي متعلق به همان رشته است. در هر رشته ورزشي ، هر نوع حركت ، الگوي حركتي خاص خود را مي طلبد. اگر يك قايقران با پارو تمرين نمايد بسيار مؤثرتر خواهد بود تا اينكه او را وادار كنيد ، ساعتها با دستگاههاي بدنسازي كار نمايد. پس در برنامه ريزي خود دقت كنيد و 3 نكته موجود در اين اصل را هرگز فراموش ننماييد.

2) اصل اضافه بار

اين اصل بيان مي دارد كه در تمرينات بايد از مقاومت بيشينه اي بهره جست تا در طول تمرين، آمادگي بدني فرد نيز بهبود يابد. همزمان با نطباق بدن با اين بار اضافي بر مقدار مقاومت افزوده مي شود. با تغيير شدت، زمان يا تعداد جلسات تمرين مي توانيم مقدار اين بار اضافي را تنظيم نماييم. به ياد داشته باشيد ورزشكاران تنها زماني به اصل اضافه بار دسترسي پيدا مي كنند كه اضافه بار به صورت تدريجي باشد. اگر تمرين سريعا اضافه شود ، بدن قادر به انطباق با فشار تمريني نخواهد بود و با آسيب هاي فراواني مواجه خواهد شد. مراقبت دقيق اضافه بار به شما كمك مي نمايد تا پيشرفت مداومي داشته باشيد و از خطرات مصون بمانيد. به ياد داشته باشيد اين اصل از مهمترين اصول تمرين است. پس آن را به خاطر بسپاريد.

براي افزايش فشار كار اين روش را مراعات كنيد:

افزايش مقاومت (در تمرينات قدرتي)

افزايش تكرارها در ست هاي تمريني

كاهش زمان استراحت

افزايش سرعت حركت

و تركيب نمودن موارد ياد شده.

با رعايت اين نكات مي توانيم براحتي بر فشار تمرينات خود بيفزاييم بدون اينكه نگران آسيب ديدگي  باشيم.

3) اصول گرم كردن و سرد كردن

داشتن برنامه سبك گرم كردن پيش از اجراي تمرينات و فعاليتهاي سنگين مي تواند از بروز آسيب هاي جدي جلوگيري كند و يا آن را به كمينه برساند.

يكي از علل اصلي كناره گيري از ورزش ، آسيب ها و دردهاي ناشي از فعاليت بدني است كه با گرم كردن عضلات قبل از فعاليت بدني است كه با گرم كردن عضلات قبل از فعاليت و سرد كردن آنها(عضلات) بعد از فعاليت مي توان احساس ناراحتي را از عضلات دور كرده و براي جلسات تمريني بعد آماده شد.

گرم كردن

گرم كردن به بدن كمك مي نمايد تا فرد چهاز نظر جسماني و چه از نظر رواني براي تمرين آماده گردد و در نتيجه امكان بروز آسيب را كاهش دهد. گرم كردن شامل يك سلسله فعاليت از حركات آهسته به سمت شديد است تا بدن را بتدريج براي اجراي فعاليت هاي بعدي حاضر نمايد.

فوايد گرم كردن

گرم كردن ، دماي عضلاني را بتدريج افزايش مي دهد و احتمال آسيب عضلات را در حين فعاليت كاهش مي دهد. بتدريج جريان خون را در عضلات فعال و قلب افزايش مي دهد و در نتيجه اكسيژن و مواد غذايي بيشتري در اختيار آنها قرار مي دهد و فعاليتهاي آنزيمي و واكنشهاي سوخت و سازي دستگاه هوازي را تسهيل مي نمايد. هچنين كشساني بافت پيوندي و ديگر اجزاي عضله را افزايش مي دهد ، يعني عملا مفصل را روغن كاري مي كند. احتمال گرفتگي و كوفتگي پس از فعاليت و همچنين خستگي در حين فعاليت را كاهش مي دهد. براي اجراي فعاليت اصلي زمينه رواني مساعدي را آماده مي نمايد. همواره به ياد داشته باشيد واكنش بدن شما به گرم كردن ، مشخص كننده توانايي شما براي اجراي فعاليت انتخابيتان است.

گرم كردن چهار عنصر اصلي دارد كه هر كدام به نوبه خود مهم اند و عبارتند از :

1- گرم كردن عمومي

2- كشش ايستا

3- گرم كردن اختصاصي

4- كشش پويا

اغلب شما با دو دسته گرم كردن عمومي و گرم كردن اختصاصي مواجه خواهيد شد كه مي توان دو مورد اول را در دسته گرم كردن عمومي و دو مورد بعدي را در گرم كردن اختصاصي جاي داد.

به ياد داشته باشيد اصل مطلب تفاوتي ندارد و مهم دانش و نحوه استفاده شما از اين اطلاعات است. هر چهار مورد ذكر شده اهميت ويژه اي دارند كه هيچ كدام را نبايد فراموش كرد. اين موارد دست به دست همديگر مي دهند و بدن را چه از لحاظ فكري و چه از لحاظ جسماني آماده فعاليت مي نمايند. اين مراحل به ورزشكاران كمك مي نمايد تا با آسيب ديدگي كمتري مواجه گردند.

الف) گرم كردن عمومي

بايد شامل فعاليت هاي جسماني سبكي باشد. اين مراحل هم از لحاظ مدت و هم شدت بايد با سطح آمادگي ورزشكاران هماهنگ باشند. هر چند كه گرم كردن عمومي براي افرادي با آمادگي متوسط حدودا 5 تا 10 دقيقه طول مي كشد و باعث اندكي عرق كردن فرد مي گردد. هدف اين مرحله افزايش ضربان قلب و سرعت تنفس است، كه خود موجب افزايش جريان خون مي شود و حمل و نقل اكسيژن و مواد مورد نياز عضلات را افزايش مي دهد. اين عوامل كمك مي كنند تا دماي بدن افزايش يابد و در نتيجه به بدن اجازه حركات كششي (يعني مرحله دوم) را مي دهد. اين مرحله را با پياده روي آغاز كنيد و دستها را تا جايي كه مي توانيد باز و بسته كنيد. تنفس خود را تنظيم و عضلات شكم را سفت نماييد. هميشه سعي كنيد وضع بدني درستي داشته باشيد.

ب) كشش ايستا

شكل ساده و بي خطري از كشش هاي پايه است و خاصيتدرماني محدود و فوايد فراواني براي افزايش انعطاف پذيري دارد. در اين مرحله ، كليه گروههاي عضلاني اصلي بايد درگير باشند كه حدودا 5 تا 10 دقيقه زمان نياز دارد. در كشش ايستا هر دو دسته از عضلات (عضلات آگونيست و آنتاگونيست) بايد به كار گرفته شوند و سپس يك مرحله استراحت داشته باشند. اين مرحله گرم كردن بسيار مهم است ، چرا كه به طويل شدن عضلات و رباط هاي بدن كمك مي نمايد و در نتيجه موجب افزايش دامنه حركتي اندام ها مي گردد. در واقع مي توان گفت باعث روان كاري مفاصل و آسان شدن حركات مي شود. اين دو مورد اول مرحله اصلي گرم كردن اند. در صحت اجراي حركات مراحل يك و دو تمرينات خود دقت نماييد تا آماده ورود به دو مرحله بعدي شويد.

ج) گرم كردن اختصاصي

اگر دو مرحله اول را كامل انجام داده باشيد، اين مرحله را بدون هيچ نگراني آغاز خواهيد كرد. در اين مرحله ورزشكار خود را براي انجام دادن رشته ورزشي مورد نظر خويش آماده مي كند. حركات اصلي و پايه در اين مرحله بايد اجرا گردد. در اين مرحله به عوامل فيزيولوژيكي ويژه ورزش مورد نظر خود، از قبيل افزايش خون در گروههاي عضلاني درگير و دستگاه انرژي مورد استفاده رسيدگي خواهيم كرد. همچنين مي توانيم با اجراي حركات ويژه هماهنگي و سازو كارهاي عصبي و عضلاني دخيل در فعاليت ، هدف مورد نظر را موجب شويم و نتيجتا اجراي ورزش را تسهيل نمائيم.

د) كشش پويا (ديناميك)

آخرين مرحله گرم كردن با يك سلسله حركات كششي پويا خاتمه مي يابد. اجراي صحيح حركات در اين مرحله را جدي بگيريد زيرا اگر اين مرحله نادرست انجام گيرد، آسيب زا و خطرناك خواهد بود. اين مرحله براي انعطاف پذيري بيشتر عضلات است و براي افراد حرفهاي و ورزشكاران قوي مناسب است. حركات بايد به نرمي و با مراقبت اجرا شوند و از اجراي حركات در اين مرحله بدون مراقبت از عضو بايد پرهيز نمود. اين مرحله آخرين مرحله گرم كردن است پس بايد نتيجه آن رسيدن ورزشكار به اوج آمادگي رواني و جسماني براي فعاليت هاي بعدي باشد.

اين چهار مرحله كاملترين روش گرم كردن است و بكارگيري آنها به سطح آمادگي مراجعه كنندگان شما بستگي دارد. افرادي كه تنها خواستار بهبود سلامت افزايش آمادگي عمومي خود هستند، 5 تا 10 دقيقه گرم كردن ، يعني اجراي دو مرحله اول، براي آنها كافي است. اما اگر با افرادي حرفا هاي سروكار داريد و يا ورزشكاران خود را براي رقابت و مسابقه آماده مي كنيد بايد مدت زمان مناسبي را صرف گرم كردن نماييد.

اول گرم كردن ، بعد كشش :

همگي مي دانيد كه گرم كردن و حركات كششي قبل از فعاليت مهم است. اما قبل از هر كاري جريان خون و دماي عضلات فعال را افزايش دهيد. كمي عرق كردن نشان دهنده آمادگي شما براي رسيدن به مرحله بعد مي باشد. هيچگاه بدون مقدمه حركات كششي را آغاز ننمايد، چرا كه آسيب در چند قدمي شما است.

صحنه های خنده دار و دیدنی فوتبال


 

فوتبالیست‌های معروف قبلا چه کاره بودند !

سرگذشت اغلب فوتبالیست‌های معروف چنین است. آنها که معمولا فوتبال را از زمین‌های خاکی جنوب شهر شروع کرده‌اند و بعدها، چنین روزهایی را رد کرده‌اند تا تبدیل به آدم‌های متمولی شوند. حرف‌های سید مهدی رحمتی بهانه‌ای شد تا تلنگری به گذشته برخی از فوتبالیست‌ها زده شود. کسانی که هنوز بازی می‌کند و یا از فوتبال خداحافظی کرده اند. در گذشته فوتبالیست‌ها اینقدر معروف نبودند تا چنین پول‌های هنگفتی را به جیب بزنند. برخی از آنها حتی در دوران اوج فوتبال خود که پیراهن تیم ملی را هم به تن می کردند، مجبور بودند بعد از تمرین به دل خیابان های شهر بزنند و مسافرکشی کنند، مانند کاظم سید علی خانی، غلامرضا فتح آبادی، پرویز مظلومی و عبدلعلی چنگیز. فتح آبادی در دوران اوج خود که در تیم ملی هم خوش می درخشید، مسافر کشی می کرد.

پرویز مظلومی سرمربی فعلی استقلال درباره آن روزها می گوید: «سال 62 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود. در آن سال‌ها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمی‌شد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم. بازیکنان سرشناسی مثل عبدالعلی چنگیز و غلامرضا فتح‌آبادی که هم تیمی‌های من بودند، روی تاکسی کار می‌کردند.»

مظلومی در خط یوسف آباد ولی عصر کار می کرد و از هر مسافری پنج تومان کرایه می گرفت! برخلاف او و سه بازیکن دیگر کاظم سیدعلی خانی هنوز با تاکسی کار می کند و خرج خود و خانوده اش را با سختی به دست می آورد. روایت های جالب دیگری هم از شغل های برخی از بازیکنان در دوران بازیگری و یا پیش از آن وجود دارد که اشاره به آنها، نشان می دهد فوتبالیست ها آنقدر راحت که فکر می کنید، تبدیل به انسان های پولداری نشده اند.

رحمتی در ماشین می‌خوابید!

سید مهدی رحمتی می گوید پیش از اینکه فوتبال بازی کند در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کرده است. او به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی حتی بعضی شب‌ها مجبور بود در پیکان گوجه ای اش شب را صبح کند.

صادقی مسافرکشی می‌کرد

امیر حسین صادقی مدافع معروف استقلال هم مسافر کشی می کرد. اودر سال 79 و در دورانی که تیم در امید استقلال بازی می کرد، همزمان در یک آژانس واقع در بهار شیراز کار می کرد تا بتواند خرج خود را در بیاورد. ماشین او یک پیکان خسته بود!

عنایتی، کارگر ساده

رضا عنایتی از گفتن واقعیت‌ها ابایی ندارد. مهاجم این روزهای سپاهان که رکورد گلزنی در تاریخ لیگ را مال خود کرده، در سن 15 سالگی در مشهد دست‌فروشی می‌کرد. او بعدها به یکی از کارخانه‌های فرش‌بافی رفت و در آنجا کارگری کرد. او بعدها تبدیل به ستاره ابومسلم شد و با حضور در استقلال و امارات پول‌های زیادی به جیب زد.

ستاره وانت‌دار

عباس کارگر ستاره اسبق تیم ملی و پرسپولیس هنوز با وانت کار می کند. او که در فوتبال به هیچ نرسید مجبور است برای امرار معاش خود و خانواده اش با وانت بارکشی کند.

دایی دست‌فروشی کرده؟

علی دایی یک بار اعلام کرد در دوران دانشجویی دست فروشی می کرده و با کارگری به اینجا رسیده است. ولی دوستان نزدیک دایی که سال هاست با او ارتباط نزدیکی دارند می گوید، این businessman معروف هیچ گاه دست فروشی نکرده چون وضع مالی خانواده اش بد نبوده است.

شماره هشت مسافرکش

علی کریمی شماره هشت تاریخی فوتبال ایران سال 71 در کرج مسافرکشی می کرد. او یک پیکان گوجه ای داشت. کریمی قبل و بعد از تمرین پرسپولیس با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را در بیاورد. نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفت بود، برای آنکه نشان دهد واضع مالی بسیار بدی دارد تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود.

جوراب‌فروشی که مشهور شد

حسن خان محمدی ستاره سابق پرسپولیس که سال ها پیراهن این تیم را به تن کرد پیش از آنکه آدم معروفی شود مجبور بود با دست فروشی خرج خود را در بیاورد. یکی از دوستان نزدیک او می گوید در ابتدای دهه 70 خان محمدی در شهرک عربو سعادت آباد بساط جوراب فروشی راه می انداخت و مشتریان را روی هوا می‌زد!

مربی کارت فروش

یکی از معروف ترین مربیان فوتبال ایران که در حال حاضر بنا به دلایلی نمی تواند کار کند، روزی مجبور شد برای کسب درآمد راهی خارج شود. او به ژاپن رفت تا کسب و کاری به راه بیاندازد اما در نهایت به دلیل فروش کارت تلفن تقلبی دیپورت شد تا به ایران بازگردد.

ستاره‌ای که تاکسی پدرش را فروخت

ستاره استقلال هیچ‌گاه با تاکسی کار نکرد اما به دلیل آتش گرفتن دکان پدرش که تمام دارایی او بود، برایش یک تاکسی خرید تا با آن کار کند. این ستاره آبی‌ها که رقیب اصلی علی دایی در بیزینس است و ماهیانه میلیاردها به جیب می زند، بعدها مجبور شد این تاکسی را بفروشد چون پدرش به مسافران می‌گفت که این ستاره، پسرش است!

کیا، ماهر در پشم‌چینی!

مهدی مهدوی کیا هنوز پشم های گوسفندان را می چیند. او که پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف مجبور بود در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کند، علاوه بر کارهای کشاورزی در دامداری هم فعالیت زیاد می‌کرد. دوستان نزدیک کیا می‌گویند او حتی زمانیکه در آلمان بازی می‌کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می‌زد تا در اموارات به او کار کند. می‌گویند مهدی در چیدن پشم‌های گوسفندان تبحر ویژه‌ای دارد!

گلر مسافرکش

وحید قلیچ گلر اسبق پرسپولیس در سال 72 یک پیکان داشت و در آژانس کار می‌کرد. گلر مطرح قرمزها بارها از این موضوع گفته است. او با پیکان خود خرج خانواده‌اش را می‌داد.

ستاره‌های شالیزار!

شیث رضایی و مهرداد اولادی که هر دو اصلیتی مازندرانی دارند پیش از آنکه فوتبال بازی کنند، مجبور بودند کشاورزی کنند. شیث در یکی از شهرهای ساری کشاوری می کرد و مهرداد اولادی در شالیزارهای قائمشهر. این دو الان در پرسپولیس و ملوان به آب و نانی رسیده اند و کمتر راه شان به ولایت شان می افتد!

کبوترداری!

بعضی از بازیکنان فوتبال هم از طریق جانوران مخارج خود را در می آورند. بعضی از این فوتبالیست ها که هنوز به شغل کبوتر داری مشغول هستند، با هر نقل و انتقالی پرنده های زبان بسته خود را به محل زندگی شان می برند. یکی از این فوتبالیست ها که در بوشهر بازی می کند از دوران بچگی به کار با کبوتران و جلد کردن آنها علاقه ویژه ای داشت. او مخارج خود را از طریق جوجه کشی در آورد. این بازیکن استاد برخی از ستاره های فوتبال ایران در امور کبوترداری هم هست. یکی از شاگردان او در پرسپولیس بازی می کند!

  ترین های لیگ: تراکتورسازی دارنده ی بهترین خط دفاعي

راکتورسازی بهترین خط دفاع لیگ برتر را مشترکا با ذوب آهن در اختیار دارد، اما همشهری آنها تیم شهرداری نیز همچونا هفته های اخیر بدترین خط دفاع را به خود اختصاص داده است.
بیشترین برد: ذوب آهن اصفهان با 12 برد

کمترین برد: نفت تهران با 3 برد

بیشترین مساوی: نفت تهران با 11 تساوی

کمترین مساوی: نفت آبادان با یک تساوی

بیشترین باخت: پیکان قزوین با 11 باخت

کمترین باخت: ذوب آهن و سپاهان با 2 باخت

بیشترین گل زده: فولاد خوزستان با 35 گل

کمترین گل زده: ملوان انزلی با 16 گل

بیشترین گل خورده: شهرداری تبریز با 36 گل

کمترین گل خورده: ذوب آهن و تراکتورسازی با 14 گل

بهترین عملکرد در خانه: سپاهان با 24 امتیاز

بدترین عملکرد در خانه: سایپا کرج با 11 امتیاز

بهترین عملکرد در خارج از خانه: ذوب آهن با 19 امتیاز

بدترین عملکرد در خارج از خانه: پیکان با 4 امتیاز

رکورد تاریخی تراکتور؛ 4 برد متوالی برای اولین بار

تیم تراکتورسازی تبریز با پیروزی مقابل شهرداری رکورد جدیدی در بردهای متوالی در تاریخ حضورش در لیگ ثبت کرد. این چهارمین برد پیاپی تراکتور در لیگ برتر فصل جاری بود و رکورد قبلی این تیم در بردهای پیاپی که 3 برد بود شکسته شد. تراکتور در این فصل از هفته هفدهم تاکنون مقابل نفت آبادان، پرسپولیس، راه آهن و شهرداری به پیروزی رسیده است و با 12 امتیازی که کسب کرده، جایگاه خود در جدول را ارتقا داده است. تراکتور در لیگ های 56، 68، 71، 72 و 77 موفق به ثبت سه برد متوالی شده بود. آخرین بار در لیگ 77 بود که این تیم در سه بازی متوالی مقابل ابومسلم مشهد(2-1) ذوب آهن(2- صفر) و بانک ملی تهران(4-1) پیروز شده بود.

ریكاوری در فوتبال

الف ) روز پس از یك مسابقه یا یك تمرین شدید

دویدن سبك : 50 تا 60 درصد از بیش ترین ضزبان قلب ( ضربان قلب 120 تا 140 ) كه بین 20 تا 30 دقیقه طول بكشد. این عمل برای بازیكنان جوان می تواند با كار تكنیكی سبك جایگزین شود. دویدن ، پاسكاری و تنیس فوتبال.

حركات كششی : تمرینات كششی خاصیت انقباظی عضله را به حالت عادی بازمی گرداند.عضلات شكل خود را دوباره بدست آورده ، گردش خون بهتر می شودو فرایند بازسازی برای ضربه زنی بهتر به آسانی صورت می پذیرد. 

ماساژ: پس از انجام بخش بازگشت به حالت اولیه یك ماساژ واجب و ضروری است. این جلسه ماساژ باید حدود 20 تا 30 دقیقه به طول انجامد. این ماساژ تشنج و انقباض عضلانی را منظم و مرتب می كند.

دیگر شیوه های بازگشت به حالت اولیه و بازسازی

* انجام ورزشهای دیگر مانند شنا ، حركات ژیمیناستیك در آب ، دوچرخه ، پیاده روی در كوهستان

* سونا ، ماساژ با فشار آب و حمام های آب شور

* رژیم غذائی درست و مناسب و مصرف مایعات در سریع ترین زمان ممكن پس از مسابقه یا جلسه تمرینی

* خواب ( مدت 8 تا 10 ساعت ساعت برای داشتن یك خواب بازسازی كننده و سلامت بخش )

* تكنیك های آرامشی و آسایشی ، تجسم سازی در تفكرات ، خود تلقینی ، تكنیك های تمركز كردن و تنفس كردن یوگا

* برخوردار بودن از یك سبك زندگی و شیوه زندگی متعادل و سالم

::  معادله فیزیکی گل روبرتو کارلوس

روبرتو کارلوس

 ضربه آزاد روبرتو کارلوس برزیلی در سال 1997 در برابر فرانسه را به یاد دارید؟

 

این ضربه با سرعتی بالا مسیری منحنی را طی کرد به شکلی که فابیان بارتز دروازه‌بان فرانسه را به شکلی میخکوب در جای خود باقی گذاشت و وی تنها با دهانی باز شاهد ورود توپ به دروازه بود. این گل به اندازه‌ای زیبا و تماشایی و عجیب بود که بسیاری نتوانستند برای به ثمر رساندن آن هیچ فن و تکنیکی تصور کنند و آن را اتفاقی باورنکردنی و شگفت انگیز خطاب کردند. اکنون مطالعه‌ای فیزیکی که نتایج آن در نشریه PHYSICS NEW JOURNAL OF منتشر شده این تصورات را مردود اعلام کرده و معتقد است هیچ شانس و اتفاقی در پس این گل جادویی نبوده است. تیمی از دانشمندان فرانسوی توانسته‌اند مسیر این گل را کشف کرده و برای توضیح آن معادله‌ای ارائه کنند.

به گفته آنها در صورتی که میزان شدت ضربه وارد شده به توپ، میزان شدت چرخش توپ و فاصله توپ از دروازه به اندازه کافی و مناسب باشد می‌توان این گل را دوباره به ثمر رساند. روبرتو کارلوس این گل جادویی را در بازی افتتاحیه جام کنفدراسیون‌ها و پیش از آغاز رقابت‌های جام‌جهانی 1998 به ثمر رساند. بسیاری از متخصصان از این گل به عنوان گلی یاد می‌کردند که با علم فیزیک در افتاده است اما مطالعات جدید معادله‌ای را ارائه کرده که می‌تواند مسیر دقیق حرکت توپ را توضیح دهد.

روبرتو کارلوس

کریستوفر کلانت رهبر تیمی از فیزیکدانان پلی‌تکنیک «ایکول» می‌گوید ما در مطالعات خود مسیر کره‌ای را در حالی که در مسیری مارپیچ در حرکت بوده است نشان داده‌ایم. کلانت این مسیر را مسیری به شکل صدف حلزون توصیف می‌کند که در آن هر چه مسافت طی شده توسط توپ بیشتر می‌شود، پیچ‌ها و انحنای مسیر نیز افزایش پیدا می‌کند. این رویداد که تأثیر مگنوس بر روی به ثمر رسیدن این گل را به اثبات می‌رساند در اثر افزایش اصطکاک وارد شده بر روی توپ توسط اتمسفر اطراف آن به وجود آمده است.

به این شکل سرعت توپ به اندازه‌ای کاهش پیدا می‌کند که چرخش توپ بر روی مسیر حرکت آن تأثیر گذاشته و مسیر را تغییر می‌دهد. همان‌طور که مسیر شوت کارلوس در آخرین لحظه‌ها تغییر کرد و بارتز را شگفت‌زده بر جا گذاشت. کلانت و همکارش در اصل در حال مطالعه بر روی مسیر حرکت گلوله‌ها بودند که موفق به این کشف ورزشی شدند. آنها برای ساده کردن این مسئله از آب و توپ‌های پلاستیکی با چگالی برابر آب استفاده کردند. این رویکرد مطالعاتی توانست تأثیر آشفتگی هوا و گرانش را از بین برده و مسیر واقعی و فیزیکی کره‌ای در حال چرخش را آشکار کند.

به گفته کلانت در میدان واقعی فوتبال می‌توانیم چیزی مشابه این مارپیچ را مشاهده کنیم اما گرانش بر روی آن تأثیر گذاشته و آن‌را تغییر می‌دهد اما در صورتی که مشابه کارلوس با قدرتی بالا به توپ ضربه بزنیم می‌توان میزان تأثیر گرانش بر روی توپ و مسیر حرکت آن‌را به حداقل رساند. براساس گزارش محققین، دلیل اصلی شگفت‌انگیز بودن این ضربه از نظر دانشمندان فاصله طولانی بود که توپ برای رسیدن به بارتز باید طی می‌کرد. به گفته دانشمندان اگر مسیر کوتاه بود تنها بخش اول منحنی را طی می‌کرد اما به دلیل طولانی بودن مسیر، امکان انحنای مسیر به وجود آمده و کل مسیر طی شده است.